السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
431
تفسير الميزان ( فارسي )
او فانى و از اعمال او فراموش نمىشود ، پس انسان بايد بپذيرد كه به زودى به سوى پروردگارش بر مىگردد ، و طبق آنچه كرده جزا داده مىشود ، و اين برگشتن را بعيد نشمارد ، و اگر مىخواهد بفهمد كه هيچ بعيد نيست و به معاد يقين پيدا كند نظر كند به خلقت نخستينش ، و به ياد آورد روزى را كه قطره اى آب جهنده بود ، كه از فضاى ما بين استخوانهاى پشت و استخوانهاى سينه خارج مىشود . خوب ، همان كسى كه آن آب را توانست به صورت انسان امروز در آورد ، چرا نتواند با همان قدرت كامله اش بعد از مردن دوباره او را برگرداند ؟ ! در اين دو آيه كلمه « خلق » به صيغه مجهول ( خلق شده ) آمده ، و نام فاعل را كه خداى سبحان است نبرده ، و اين اشاره است به اينكه از شدت ظهور لازم نبوده كه نام او برده شود ، همه مىدانند كه خالق اين خلق شده خدا است . * ( « خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ » ) * آبى را كه با سرعت و فشار جريان داشته باشد آب دافق گويند ، كه در اينجا منظور نطفه آدمى است ، كه با فشار از پشت پدر به رحم مادر منتقل مىشود ، و اين جمله جواب از استفهامى تقديرى است كه جمله * ( « مِمَّ خُلِقَ » ) * آن را مىفهماند ( و آن همين است كه بعد از انديشيدن ، از خود مىپرسد من از چه خلق شدهام ؟ جوابش هم جمله مورد بحث است كه مىفرمايد از آبى جهنده ) . * ( « يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرائِبِ » ) * كلمه « صلب » به معناى پشت ، و كلمه « ترائب » جمع « تريبه » است كه به معناى استخوان سفيد است . مفسرين در توجيه اين آيه اختلافى عجيب به راه انداختهاند ، و ظاهرا منظور از جمله * ( « بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرائِبِ » ) * اين است كه : منى از نقطه محصورى از بدن خارج مىشود كه آن نقطه بين استخوانهاى پشت و استخوانهاى سينه قرار دارد . البته اين را ياد آور شويم كه مراغى صاحب تفسير معروف به « مراغى » « 1 » در ذيل اين آيه از بعضى اطباء توجيه دقيق و علمى براى اين آيه نقل كرده اگر كسى بخواهد مىتواند به آنجا مراجعه كند . * ( « إِنَّه عَلى رَجْعِه لَقادِرٌ » ) * كلمه « رجع » به معناى برگرداندن است ، و ضمير « انه » به خداى تعالى بر مىگردد ،
--> ( 1 ) تفسير مراغى ، ج 30 ، ص 112 - 115 .